این ترم دو واحد اقتصاد دارم! از این دو واحد تقریبا یک واحدش مربوط میشه به اقتصاد خرد، و یک واحد دیگرش اقتصاد معدن. از اقتصاد کلان هم چیزی بلد نیستم. از همون هایی که خوندم هم چیز زیادی دستگیرم نشد. شاید یه کم بیشتر از آشنایی...
به همین دلایل به طور کلی می فهمم که تزریق پول نقد در جامعه یا همان به اصطلاح افزایش نقدینگی با توجه به افزایش قدرت خرید و تاثیرات روانی بر جامعه خریداران و تغییرات سریع و کنترل نشده در بازار عرضه و تقاضا و هزار تا دلیل دیگه که من بلد نیستم ، باعث افزایش تورم میشه و فضا رو برای سوء استفاده های مالی و اقتصادی آماده می کنه و معضلات اقتصادی زیادی رو ایجاد می کنه و کسی که مجبوره چنین ریسک اقتصادی بزرگی بکنه باید به عواقبش فکر کنه و مسئولیت تخریب های پیش بینی شده و نشده رو به عهده بگیره!
 اما یه چیز مهم دیگر رو هم خوب می فهمم! و اون اینه که در مورد افراد یک جامعه، هیچ ارزشی بالا تر کرامت انسان ها نیست و هیچ عملی پست تر از توهین به عزت و کرامت مردم نیست.

معتقدم توزیع یارانه ی نقدی دردهای بزرگ جدیدی را در جامعه ی ما ایجاد نکرد؛ بلکه باعث شد با ایجاد شرایط بحرانی دردها و زخم های مخفی جامعه که سالها با مسکن های اعتیاد آور آن را سرکوب کرده بودند، سرباز کند و وخیم شود و در نتیجه دیده شود و به چشم بیاید. مثل فردی که مدت ها به دلیل کم تحرکی سرشار از بیماری های ریز و درشت شده و با یک کوه نوردی ساده و یا چند دقیقه دویدن همه وجودش به درد میفته و تازه متوجه وخامت حال خودش میشه!
البته نباید سر و سامان گرفتن های متعددی را که به چشم های بیمار رسانه ها نمی آیند، اما در حقیقت وجود دارند؛ نادیده گرفت. واقعیت اینه که این حق (دریافت عادلانه ی یارانه) سال ها پایمال شده بود. بلکه باید پولهایی که سالها در اثر توزیع غیر عادلانه ی منابع ملی از جیب های کوچک ضعفای اقتصادی به جیب های بزرگ قشر دارنده و برازنده رفت را خشکه حساب کرد و جرینگی ریخت روی فرش های نخ نمای مستضعفان جامعه.
خدا می دونه چه رقمی میشه! یه آدم درس خونده ی اهل حساب و کتاب باید بشینه و حساب کنه که فلان فقیر یه لا قبایی که هنوز هم شب ها از سرما و گرسنگی و روزها از بیکاری و تحقیر ، بدون اشک گریه می کنه و می سوزه و می سازه، اگر حقوقش از منابع ملی و یارانه هایی که تا امروز از جیب او به باک ماشین های شاسی بلند و لای آجر های آسمان خراش ها رفته را به او بازگردانند چقدر می شود، و با این پول چه رفاهی برای او حاصل می شود!

اما حالا کاری به اینا ندارم! حرف من چیز دیگری است. در باره موضوعی می خوام حرف بزنم که این روز ها حاشیه ی زندگی متاهلی ام شده. و البته حاشیه های زیاد دیگری هم در کشور درست کرده...
یارانه ی نقدی هر چه بوده و هست، هر چقدر بود و هست، خیلی شیک و تمیز ماهیانه به حساب همه ریخته می شد. کاری به عادلانه بودن و نبودنش ندارم که البته به نظر من قدم بلندی در جهت عدالت اجتماعی بود. (اشتباه بزرگ این بود که یه بار گفتند و دیگر نگفتند که این پول فقط بابت بخشی از هزینه های مشخصی است که محاسبه شده و بس. قرار نیست هزینه زندگی کسی را دولت بدهد و این نگفتن توقع های زیادی را درست کرد که مثلا من با چهل تومن کلا می تونم پنجاه تا سنگک بگیرم! به کجا می رسه! خیلی ها نمیدونستند که این فقط ما به التفاوتی است که بابت چند قلم کالا پرداخت می شود. باز اینها هم مورد بحث الان و اینجا نیست...)
مسئله این است که عزت افراد حفظ می شد! کرامت افراد حفظ می شد! پول را به حساب می ریختند و هر موقع و هرکجا که می خواستی بر می داشتی و هرطور دوست می داشتی خرج می کردی...
دیروز که مدارک شناسایی ام را برای دریافت سبد کالا بردم، احساس یک جنگ زده را داشتم! احساس یک فقیر درمانده و بدبخت را داشتم که باید برای دو قالب پنیر و یک قوطی روغن و یک کیسه برنج هندی بروم ثبت نام کنم و در صف بایستم!
هرچند نیازی نداشتم و خیلی ها می گفتند به چه دردت می خوره!؟ و همسرم میگه کاش نمی گرفتی و حالا که گرفتی بدیم به یه خانواده کم بضاعت، اما فقط برای دریافت واقعی این حس رفتم و ثبت نام کردم!
آقای بلدم بلدم!
آقای خفنم خفنم!

تا امروز کسی این چنین عمیق و کاری به شخصیت و هویت من و همه ی واجدین دریافت سبد کالا! توهین نکرده بود!
آقای درد و درک!
آقای دکترای حقوق ملت و حجت الاسلام  ِ دین و فرهنگ!

مردمی که حاضرند گرسنه بخوابند و سخت کار کنند و دست دراز نکنند را مثل زلزله زده ها و جنگ زده ها، می ایستانی و کف دستشان قوت چند روز و شب را حقیرانه می ریزی که تورم را کنترل کنی؟ همین؟ واقعا همین؟ تحقیر و زیر پا گذاشتن عزت نفس ملت بزرگی که عالم به بزرگی روحشان قبطه می خورند به قیمت چند هزار تومن؟ ده هزار تومن؟ هشتاد هزار تومن؟ صد هزار تومن؟ تا بعد دستت باز شود بروی سر میز مذاکرات تحقیر آمیز دیگری بنشینی؟
اصلا خودت را چه پنداشتی که به خودت اجازه دادی برای شرف و عزت این مردم قیمت تعیین کنی؟!
کاش برای گرفتن چهار واحد اختیاری ریاست جمهوری و وزارت و وکالت، دو واحد اخلاق پیش نیاز اجباری می گذاشتند...