پیاده روی نجف به کربلا - نیمه شعبان

این روزها حس تلخی مزاج و مشامم را پر کرده و گاهی قلبم را می فشرد. تصاویر تلویزیون و ایمیل ها و پیامک های دوستان هم نمک به این زخم می زند و می سوزاند و... و چاره ای نیست جز اینکه بنشینی و ببینی که تومی مانی و عاشق تر ها می روند و حسرت دوباره برایش مجنون شدن و پرپر زدن به دلت می ماند وقتی نوای تزورونی(1) به گوشت می رسد و آه می کشی و آب می شوی وقتی دختر بچه سه-چهار ساله ای دائما بر صحنه ی ذهنت نقش بازی می کند و یومّا یومّا (2) گویان لیوان آبی را از دست مادرش می گیرد و به سمتت می دود و تو هی متحیرانه به دست و پای ظریف و کودکانه او می نگری و لبخندش چشمه ی اشکت را به جوش می آورد و او می دود و آب دستت می دهد و مادرش از دور با لحن محکمی عربی هنیئا لزوار الحسین(3) می گوید و ناگهان روی صحنه ی ذهنت دخترک زمین می خورد و لباسش خاکی می شود و آرام که صورتش را با تردید از روی خاک بلند می کند و بغض کرده مادرش را نگاه می کند زیر خاک نشسته روی صورتش هاله ای از سرخی می بینی که ناخودآگاه تو را به یاد رد انگشتان دستی می اندازد که انقدر بی تناسب است با صورت ریزنقش دخترک که نیمی از آن بر صورت نشسته و نیمی دیگر جایی نیافته و ناچار به گوشه چشم و گوشش خورده و او احتمالا چشم هایش چند لحظه ای تار است و گوش هایش زنگ می زند و وقتی بلند می شود کمی تلو تو می خورد تا مادرش را ببیند و پیدا کند و دیگر ظرف آب در دستت می لرزد و نمی دانی زیر آفتاب داغ با این آب گوارا چطور راز دل بگویی و از کجا برایش روضه بخوانی...؟ آه می کشی و دوباره آب می شوی پیش چشمان دخترک و بر خاک روان می شوی و می روی و روی تا به دریا برسی و نمی فهمی که همیشه در دریا بوده و اصلا هویت قطره بی دریا عدم است و قطره فرزند دریاست پیش از آنکه تشنه ی دریا باشد...


---

1- زیارتم می کنید... ( اولین عبارت مدیحه ای از باسم کربلایی که برای زوار امام حسین علیه السلام خوانده و آن را روی تصاویری از پیاده روی اربعین گذاشته اند و عجیب دلبری می کند! )
+ لینک دانلود فایل تصویری

2- مادر مادر!

3- گوارا باد بر زائران حسین علیه السلام

4- عکس: بارانه