کمتر به خاطر داریم، در تلویزیون ما، یک برنامه ی مذهبی بتواند نگاه مخاطبان میلیونی ازاقشار و سنین مختلف را به خود جلب کند. هر چند اینجا به دنبال آسیب شناسی این موضوضع نیستم، اما شاید مخاطب محور نبودن، در دام کلیشه ها گرفتار آمدن و خلاء ابتکار در فرآوری محتوا را بتوان به عنوان دلایل مهم این عدم توفیق معرفی کرد.

اما بارها دیده ایم برنامه های خوبی با مضامین دینی و انقلابی را که گل می کنند و مخاطب پیدا می کنند، اما به دلایل مختلف ادمه پیدا نمی کنند و یا حتی از ادامه آن جلوگیری می شود.

شاید هیچ ابزاری برای امر به معروف در سطوح گسترده، توانمند تر از رسانه ی ملی نباشد و این مهم، از رسالت های اصلی رسانه است و شکی هم درش نیست.

این گزاره ها را که کنار هم بگذاریم، کم کم ابعاد اتفاقی که برای برنامه ی سمت خدا افتاد روشن می شود.

برنامه ی مذهبی پر محتوایی که مخاطبان گسترده در کشور و خارج کشور پیدا کرده بود و هدفش، همان رسالت بزرگ رسانه، یعنی امر به معروف عمومی بود. برنامه ای که در اثر مواجهه با یک چالش، که از بیرون اداری و سازمانی به نظر می رسید، دچار تلاطم های شدید شد و این چالش ها سوالات زیادی را در افکار عمومی ایجاد کرد!

آنچه در فضای عمومی رسانه ها مطرح شد، از این قرار بود که صدا و سیما مدعی شده بود به دلیل پایان یافتن مدت قرارداد شبکه سه سیما با آقای رکنی که از تهیه کنندگان و برنامه سازان این شبکه است، می خواهد ایشان را کنار بگذارد و تهیه کننده ی دیگری را جایگزین کند.

همین جا این سوال پیش می آید که چرا تهیه کننده ی برنامه ای که طی بالغ بر پنج سال تلاش مستمر، توانسته برنامه ای با این سطح از کیفیت و کثرت مخاطب را ارائه دهد، باید به دلیل پایان یافتن مدت قرارداد کنار گذاشته شود و قراردادش تمدید نگردد؟

اما ادعاهای شنیده شده از سوی این تهیه کننده که در بین کارشناسان سرشناس برنامه ی سمت خدا فرد محترم و خوش نامی بود، کمی با این صحبت ها تفاوت داشت. وی حرف از اختلافاتی عمیق تر و ریشه دار تر می زد.

گمانه زنی شاهدان و ناظران بیرونی حاکی از این بود که این حرف و حدیث ها از جریان یک نامه ی سرگشاده آغاز شده است. نامه ای که یکی از کارشناسان محبوب برنامه ی سمت خدا به ریاست سازمان صدا و سیما نوشت و در آن به دو موضوع « تبلیغات تجاری در برنامه های کودک» و « تبلیغات و مسابقه هایی با جوایز میلیاردی» اشاره کرده بود و در برنامه ی سمت خدا بدان پرداخته شده بود.

البته با توجه با سابقه ی حساسیت سازمان صدا و سیما نسبت به انتقادات علنی علیه خود،نمی توان به راحتی از کنار این گمانه زنی گذشت.

حرف های ضد و نقیض ادامه داشت تا اینکه در اوج شایعات برکناری رکنی، در برنامه ای که حجت الاسلام فرحزادی میهمان نجم الدین شریعتی در سمت خدا بود، مهمان برنامه با خداحافظی مجری برای همیشه، به شدت بر آشفت و مطالبی را روی آنتن زنده مطرح کرد که جای تامل دارد.

وی با تعریف و تمجید از تهیه کننده ی پر تلاش برنامه اعلام کرد این جابجایی به دلیل اخلافات داخلی رخ داده و او و چند تن دیگر از کارشناسان برنامه سعی در میانجی گری داشته اند اما مسئولان امر روی آن ها را زمین زده اند و اگر شرایط به حالت عادی بر نگردد او و دیگر کارشناسان دیگر حاضر به حضور در برنامه نخواهند بود.

پس از این اتفاق و تغییر مجری برنامه سیل اخبار و انتقادات عمومی به این رفتار صدا و سیما آغاز شد و منتج به اصلاح شرایط و بازگشت مجری و کارشناسان برنامه گشت.

آنچه بیشتر مد نظر است، بررسی تماس هایی است که با سازمان صدا وسیما گرفته شد.

گروه های فعال حوزه ی امر به معروف و نهی از منکر، طی جلساتی تصمیم گرفتند نگذارند این اتفاق در بی خبری و بی تفاوتی جامعه ی مخاطبان رسانه ی ملی بیافتد و آن را مصداق یک منکر بزرگ دانستند که باید به صورت عمومی نسبت به آن نهی می شد. همچنین این برنامه را یک آمر به معروف بزرگ و مهم، با مخاطبان میلیونی در سطح جامعه ی اسلامی می دانستند و به زعم آن ها حذف یا استحاله ی آن، یک خسارت بزرگ به شمار می رفت.

وقت آن رسیده بود تا تجربه ی نهی از منکر های تلفنی که در ابعاد کوچک تر و آزمایشی به عنوان یک ابزار موفق برای نهی از منکر نسبت به سازمان ها و نهاد ها شناخته شده بود، این بار در ابعاد بزرگ تر و جدی تر مورد استفاده قرار گیرد.

فراخوان های متعدد برای تماس با تلفن های روابط عمومی صدا و سیما طراحی و منتشر شد. این فراخوان ها از طریق پیامک ، ایمیل ، شبکه های اجتماعی و دیگر رسانه های مردمی دست به دست و سینه به سینه منتشر می شد و با سرعت خوبی جامعه را درگیر خود می کرد.

البته نباید همه ی تماس های صورت گرفته با سازمان صدا و سیما را نتیجه ی این فراخوان دانست و قطعا مخاطبان این برنامه به صورت خودجوش تماس های زیادی برای اعتراض به این اتفاق گرفتند. اما آنچه مشهود بود، فشاری بود که این سازمان معظم دولتی در نتیجه ی سیل تماس ها بر روی شانه های خود احساس0 می کرد.

صحت این گفته را می شد از نحوه ی پاسخگویی اپراتور های سامانه ی 162 و پریشانی و انفعال آن ها دریافت. در حالی که اپراتور های این سازمان صرفا وظیفه ی شنیدن و ثبت نقد ونظر ها را دارند، در دو سه روز فعالیت این فراخوان عمومی، آن ها ماموریت یافته بودند تا به شدت از مواضع صدا و سیما در قبال این اتفاق دفاع کنند و حتی در مواردی گزارش شد تا حدود ده دقیقه با افراد تماس گیرنده به بحث و اقناع پرداخته اند.

در نتیجه ی تماس های متعدد و مکرر که آمار دقیق آن را باید از خود سازمان صدا و سیما دریافت کرد، مجری ها و کارشناسان، ب این برنامه برگشتند و تهیه کننده ی این برنامه به سمت مشاور برنامه های مذهبی منصوب شد.

هرچند برخی مسئولان صدا و سیما قائل بودند طرح این مسئله در برنامه ی زنده موجب کاهش اعتبار رسانه ی ملی می شود و ابعاد امنیتی پیدا می کند و با این بهانه با سرپوش گذاشتن بر این اتفاقات، هیچ گاه از مشکلات پیش آمده ابهام زدایی نکردند، اما نتیجه و برایند آنچه رخ داد بسیار حائز اهمیت است.

گروه ها ، دغدغه مندان و فعالان عرصه ی امر به معروف و نهی از منکر باید بیش از پیش به قدرت این ابزار برای نهی از منکر های بزرگ اجتماعی توجه کنند. باید به ضریب نفوذ این شکل از امر به معروف و نهی از منکر ایمان بیاوریم. در بسیاری از موارد، منکرات مهمی که در سطح اجتماع رخ می دهند و گاهی تبدیل به خرده فرهنگ های قشری از جامعه می شوند، در واقع دارای مسئول مستقیم برای پیگیری هستند و افرادی برای نظارت و پیگیری آن از دولت حقوق دریافت می کنند. چرا با بی توجهی به این مسئله، یا به فراگیر شدن منکر دامن می زنیم و یا اینکه با ورود شخصی و کم تعداد، هزینه های امر به معروف و نهی از منکر را افزایش دهیم؟

و در آخر پیشنهاد می کنم خادمان امر به معروف و نهی از منکر، با شناسایی و تسهیل رابطه ی بین مردم و مسئولان برای اطلاع رسانی این موارد، و طراحی سامانه هایی برای برقراری جریان اطلاع از منکرات واقع در سطح اجتماع، از این ابزار قدرتمند و موهبت الهی، گام مهمی در فراگیر شدن این واجب فراموش شده و عظیم اسلام بردارند.